نتایج در این جا نشان داده می شوند.
نتیجه ای مرتبط با جستجوی شما یافت نشد.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی لقاء یوم الدین . کلام در بیان این صحیحه بود که از حد مکاری سؤال شده بود حضرت فرمودند «الْمُكَارِي وَ الْجَمَّالُ الَّذِي يَخْتَلِفُ وَ لَيْسَ لَهُ...
آیت الله حسینی آملی (حفظه الله)
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین انه خیر ناصر و معین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی لقاء یوم الدین .
کلام در بیان این صحیحه بود که از حد مکاری سؤال شده بود حضرت فرمودند
«الْمُكَارِي وَ الْجَمَّالُ الَّذِي يَخْتَلِفُ وَ لَيْسَ لَهُ مُقَامٌ يُتِمُّ الصَّلَاةَ وَ يَصُومُ شَهْرَ رَمَضَانَ » ، در مقابل این روایت ، روایتی از عبد الله بن سنان بود که
«وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُكَارِي إِذَا لَمْ يَسْتَقِرَّ فِي مَنْزِلِهِ إِلَّا خَمْسَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَقَلَّ قَصَّرَ فِي سَفَرِهِ بِالنَّهَارِ وَ أَتَمَّ (صَلَاةَ اللَّيْلِ) وَ عَلَيْهِ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ- وَ إِنْ كَانَ لَهُ مُقَامٌ فِي الْبَلَدِ الَّذِي يَذْهَبُ إِلَيْهِ عَشَرَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَكْثَرَ وَ يَنْصَرِفُ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ يَكُونُ لَهُ مُقَامُ عَشَرَةِ أَيَّامٍ أَوْ أَكْثَرَ قَصَّرَ فِي سَفَرِهِ وَ أَفْطَرَ »
ما باشیم و این روایت با قطع نظر از سند او که بحث می شود در مورد کسی که کمتر از ده روز در جایی بماند تعبیر شده است که « الْمُكَارِي إِذَا لَمْ يَسْتَقِرَّ فِي مَنْزِلِهِ إِلَّا خَمْسَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَقَلَّ قَصَّرَ فِي سَفَرِهِ بِالنَّهَارِ وَ أَتَمَّ (صَلَاةَ اللَّيْلِ» در نتیجه اگر ما بخواهیم بین این روایت و روایت قبل جمع کنیم صورت مسأله سه صورت می شود .
یکی اینکه ده روز آن مکاری و یا جمال در بلد خودش اقامه کند ، حکمش اینست که اگر ده روز ماند اگر بخواهد به سفر برود باید قصر بخواند مطلق صلوات .
اگر کسی هیچ اقامه ای نداشته باشد اتم و یصوم .
اگر کسی اقامه خمسة ایام داشته باشد أو اقل که ممکن است اقل را اقل من خمسه معنا کنیم و یا اقل از عشرة معنا کنیم ، اگر خمسه أو اقل از خمسه باشد باید نماز نهاریه اش قصر باشد ولی صلوات لیلیه را تمام بخواند .
در بین قدماء و متأخرین به این روایت کسی عمل نکرده است .
شیخ انصاری در روایت صحیحه هشام که دارد «الْمُكَارِي وَ الْجَمَّالُ الَّذِي يَخْتَلِفُ وَ لَيْسَ لَهُ مُقَامٌ » را این چنین معنا فرموده اند که هیچ اقامتی نداشته باشد ولو برای یک روز ، چون نفی جنس اقامت موقعی صدق می کند که یک روز هم اقامه نداشته باشد و الا اگر یک روز هم اقامت کرد نمی شود بگوئیم لیس له مقام ، پس صرف یختلف که آمد و شد باشد کفایت نمی کند باید در اثناء اختلاف و آمد و شد مقامی هم نداشته باشد و به همین ظاهر ایشان اخذ کرده است .
حال اگر یک روز ماند و یا دو روز ماند سه روز ماند ، یک قسم از یک روز تا ده روز باید حساب کنیم و یکی اینکه اگر ده روز ماند ، از ده روز کمتر تا اقامه یک روز یصدق علیه أنه أقام فیه ، در اینجا چه باید کرد ؟
اقل را اگر به معنای اقل از عشرة معنا کنیم جای این سؤال به میان می آید که اقل از عشرة همه مادون عشرة اقل از عشرة است ، عنوان خمسه چه خصوصیتی دارد که ذکر شده است ، چرا عنوان خمسه در روایت آمده است ، چرا ما قبل و ما بعد خمسه ذکر نشده است ، تمام اعداد دون عشرة اقل از عشرة اند چرا خمسه ذکر شده است .
از این معلوم می شود که عنوان خمسه خصوصیتی دارد ، پس منظور این می شود که پنج و اقل از عشرة ، آن کسی که بنابر این معنا که اقل را اقل از عشرة معنا کنیم کمتر از خمسة اقامت کرد ، این چه باید بکند ، هم باید نماز ظهر و عصرش را تمام بخواند و هم نماز مغرب و عشاء را .
پس در نتیجه می شود سه قسم اگر این گونه معنا کنیم ، کسی که ده روز اقامت کرد کل نمازها را در سفر بعد از ده روز شکسته بخواند ، اگر کسی خمسه و اقل از خمسه اقامت کرد کل صلوات را تمام بخواند ، اگر خمسه بود و اقل از عشرة در خمسه و اقل از عشرة نمازهای یومیه را قصراً بخواند و نمازهای لیلیه را تمام بخواند .
پس مکاری و جمال سه صورت پیدا می کند ، یک صورت اینکه اقامه او یک روز باشد یا دو روز باشد یا سه روز و یا چهار روز ، صورت دوم پنج روز تا نه روز اقامه کند ، صورت سوم ده روز اقامت کند یا بیشتر .
در صورت اولی کل نماز ها را تمام می خواند ، اقامه یک روز و دو روز و سه روز هیچ ضرری به حال عنوان مکاری بودن او ندارد و مشمول آن روایتی که می گوید اگر ده روز اقامه کرد در سفر بعد از ده روز نماز را باید شکسته بخواند هم نمی شود .
در صورتی که پنج روز تا نه روز اقامه کند اینجا تفصیل است بین نماز نهاریه و لیلیة ، در نهاریه قصر و در لیلیة تمام.
اگر ده روز فصاعداً در آنجا اقامت کند در اینجا نمازهایی که در بلد است را تمام می خواند ولی در سفری که شروع می کند بستگی دارد به مبنا که در اولین سفر که قطعاً باید نماز را تمام بخواند ولی در سفر دوم بنابر مبنای بعضی و در سفر سوم بنابر مبنای مشهور باید نماز را تمام بخواند .
این ترتیبی می شود بنابر این که ما اقل را به اقل از عشرة معنا کنیم .
اما اگر اقل را به اقل از خمسه معنا کنیم اینجا معنایش اینست که خمسه و اقل از خمسه این تفصیل در او هست .
اگر اقل به اقل از خمسه بشود مکاری که باید نمازش را تمام بخواند منحصر می شود به کسی که هیچ وقت در بلدش اقامت نکند و حال آنکه این خلاف فهم عرفی است و احدی هم از فقهاء این گونه فتوی نداده اند که اگر کسی یک یا دو روز ماند این ضرر برساند به عنوان مکاری بودن و بعد از این یک یا دو روز ماندن نماز را شکسته بخواند ، خیر فقط در مورد ده روز است ، اگر لیس له مقام را آن گونه که شیخ معنا فرموده اند باید این چنین بگوئیم که آن مکاری می تواند نمازهایش را تمام بخواند که در مقام رفت و آمدش هیچ وقت اقامه در وطن نداشته باشد ولو شده برای یک روز ، چون عرض کردم که اگر یک روز هم بماند استقرار و اقامه صدق می کند ، پس از این نظر مشکل است .
اگر بنا باشد که ما اقل را اقل از خمسه معنا کنیم آقا می فرمایند دو اشکال دارد .
یک اشکال اینست که ما مطلقاتی که در سابق بیان کردیم که در عنوان مکاری و جمال و امثال ذلک بود از نظر عرف و فهم عرفی یک روز و یا دو روز ماندن را مخل به حال مکاری بودن او از نظر عرف نمی دانند ، قاعدةً کسانی که مکاری هستند نوعاً برای تهیه لوازم سفر یک روز یا دو روز می مانند ، رفع خستگی می کند .
و ثانیاً اشکال دوم اینست که بنابر این اگر هفت یا هشت روز ماند ولی خمسة ایام نبود بنابراین معنا این شد که باید تفصیل داد و حال اینکه خمسه چه خصوصیتی دارد ، چرا اگر شش روز ماند این تفصیل در حق او نباشد ، پس ما نمی توانیم اقل را به اقل از خمسه معنا کنیم .
اگر اقل ، اقل از عشرة ایام شد بر اساس این روایت سه صنف می شود .
کسی که هیچ نماند
کسی که کمتر از ده روز بماند از یک روز تا نه روز .
کسی که ده روز و بیشتر بماند .
آن کسی که اصلاً نماند نمازش کلاً تمام است .
آن کسی که ده روز فصاعداً بماند نمازش قصر بعد از این اقامت اگر سفری انجام بدهد .
و آن کسی که از یک روز تا نه روز باشد تفصیل .
این بر اساس این روایت ، و لیکن بعد از اینکه مفاد این روایت را به این بیان فرموده اند که نتیجة اینکه سه قسم از این روایت استخراج می شود و مکاری به سه صنف مصنف می شود بعد از این می رسیم به اینکه آیا می شود به این روایت عمل کنیم یا نه ؟ تا اینجا بحث با قطع نظر از اعتبار خبر بود .
لذا می فرمایند اولاً باید از نظر سند بررسی کنیم و بعد از نظر دلالت .
اما از نظر سند می فرمایند سند قوی است .
دلالت روایت هم با این نحوی که بیان شد نتیجه اش اینست که سه صنف استخراج می شود اما در عین حال با وجود این دو جهت مشهور از این روایت اعراض کرده اند و احدی بر طبق این روایت فتوی نداده اند و به این روایت عمل نکرده اند ، لذا به طور کل مشهور این چنین قائلند که اگر کسی دون عشرة باشد اقامه اش هیچ خللی بر او نخواهد زد ، اگر عشرة و ما فوقها باشد آن اقامه او موجب باشد که سفر بعد از اقامه یا یک سفر ویا دو سفر تماماً قصر باشد و تفصیل بینهما را قائل نشده اند ، کما اینکه بلا اقامه بودن را هم مثل مرحوم شیخ لازم ندانستند .
پس این روایت گرچه از نظر سند مشکلی ندارد ، مشهور اعراض کرده اند و اینکه چرا اعراض کرده اند می فرمایند قویاً احتمال دارد که موافق با عامه باشد چون عامه عمدةً در سفر تخییر بین قصر و تمام قائلند و در اینجا دو نحو صحبت شده است ممکن است تقیةً صادر شده باشد و جهت صدور برای ما کاملاً واضح نیست .
اما روایت دوم که در این مقام وارد شده است روایت مرحوم شیخ از عبد الله بن سنان
«عَبْدُ اللَّهِ بْنُ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الْمُكَارِي إِذَا لَمْ يَسْتَقِرَّ فِي مَنْزِلِهِ إِلَّا خَمْسَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَقَلَّ قَصَّرَ فِي سَفَرِهِ بِالنَّهَارِ وَ أَتَمَّ صَلَاةَ اللَّيْلِ- وَ عَلَيْهِ صَوْمُ شَهْرِ رَمَضَانَ فَإِنْ كَانَ لَهُ مُقَامٌ فِي الْبَلَدِ الَّذِي يَذْهَبُ عَشَرَةَ أَيَّامٍ أَوْ أَكْثَرَ قَصَّرَ فِي سَفَرِهِ وَ أَفْطَرَ ».
تفاوت این روایت با روایت اولی اینست که یک جمله در روایت اولی بود که در اینجا نیست و آن « وَ يَنْصَرِفُ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ يَكُونُ لَهُ مُقَامُ عَشَرَةِ أَيَّامٍ أَوْ أَكْثَرَ» است ولی بقیه عبارات روایت مثل هم است .
این روایت مرسله است ، بعضی ادعا کرده اند که عبد الله بن سنان نقل می کند ولی می فرمایند بحث پنج روز در آن روایت بود ولی در اینجا به این تعبیر نیامده است .
در روایت عبد الله بن سنان بحث پنج روز نیامده است دارد که
« سَأَلْتُهُ عَنْ حَدِّ الْمُكَارِي الَّذِي يَصُومُ وَ يُتِمُّ قَالَ أَيُّمَا مُكَارٍ أَقَامَ فِي مَنْزِلِهِ أَوْ فِي الْبَلَدِ الَّذِي يَدْخُلُهُ أَقَلَّ مِنْ مُقَامِ عَشَرَةِ أَيَّامٍ وَجَبَ عَلَيْهِ الصِّيَامُ وَ التَّمَامُ أَبَداً وَ إِنْ كَانَ مُقَامُهُ فِي مَنْزِلِهِ أَوْ فِي الْبَلَدِ الَّذِي يَدْخُلُهُ أَكْثَرَ مِنْ عَشَرَةِ أَيَّامٍ فَعَلَيْهِ التَّقْصِيرُ وَ الْإِفْطَارُ »
در این روایت عبد الله بن سنان بحث اقل از عشرة و اکثر از عشرة مطرح است و بحث پنج روز در این روایت نیست پس این آن روایت عبد الله بن سنان که در حد مکاری نقل شده بود نیست که بعضی ادعا کرده اند که چون در رجال این روایت بعضی از افرادی که در آن روایت است وجود دارد خواسته اند بگویند این هم همان روایت است ولی کاملاً تفاوت واضح است که در آنجا سخن از پنج روز به میان نیامده و در اینجا سخن از پنج روز به میان آمده است .
اشکال عمده ای که در اینجا هست اینست که بعضی ادعا کرده اند مثل مرحوم مامقانی که گرچه این روایت را از اسماعیل بن مرار نقل کرده اند و صاحب مدارک می فرمایند اسماعیل بن مرار مجهول است اما ایشان می فرمایند مجهول بودن ایشان مشکل نیست زیرا ناقل از او ابراهیم بن هاشم بود و ابراهیم بن هاشم هم از کسانی است که لا یروی الا عن ثقه پس بناءً علی هذا چون به تعبیر آقا ابراهیم بن هاشم از قمیون هستند و مقید بوده اند که از غیر ثقه نقل نکنند چون جناب ابراهیم بن هاشم از اسماعیل بن مرار نقل می کند این جهت مجهول بودن اسماعیل بن مرار را جبران می کند پس از این جهت ضرری نمی رساند .
از آن طرف هم اسماعیل بن مرار از یونس نقل کرده است که یونس معتبر است پس هم ناقل از اسماعیل و کسی که اسماعیل از او نقل کرده است هر دو معتبر بودند ما از این کشف می کنیم که اسماعیل معتبر بوده است ، این قرینه ای است که مرحوم مامقانی ندارند ولی خود مرحوم آقای میلانی(رض) اعتماد به این روایت نمی کنند و می فرمایند که این کلام که ما بگوئیم مرسلات اصحاب اجماع مثل مسنداتشان باشد جای حرف و سخن است ، لذا نتیجةً مرحوم آقای میلانی می فرمایند این روایت از نظر سند ضعیف است ولی می فرمایند متن این روایت مشکلی ندارد زیرا مثل روایت اولی بود ، لذا در روایت اولی نسبت به سند اشکال نکردند و نسبت به جهت صدور اشکال کرده اند و در این روایت ثانیه اشکال سندی دارند و روایت را از نظر سند ضعیفه می دانند و نکته ای که مکرر فرموده اند و در اینجا هم می فرمایند شهرة بماهی شهرة نمی تواند جبران ضعف سند کند ، مادامی که موجب وثوق انسان به صدور روایت نشود ، یک وقت است که انسان ظن به صدور پیدا می کند ، منشأ ظن هر چه باشد اگر ظن به صدور حاصل شد اعتبار خبر برای ما ثابت می شود ولی اگر موجب ظن به صدور نشود به صرف اینکه مشهور به روایتی عمل کرده باشند این از قبیل ضم لا حجة به لاحجة است چون خبر مرسله بماهی مرسله حجیت ندارد و شهرة هم بماهی شهرةٌ حجیت ندارد و لذا از ضمیمه کردن دو لا حجة نمی شود نتیجة گرفت حجیت را زیرا نتیجه همیشه تابع اخس مقدمتین است ، بله اگر از این امور انسان منتهی بشود به ظن به صدور معتبر می شود ولی از جهت اینکه ما ظن به صدور پیدا کردیم برای ما معتبر می شود .
پس بنابر این به این روایت به این معنا هم نمی توانیم عمل کنیم باقی می ماند روایت سوم که آن را در جلسه بعد بررسی می کنیم . و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین