نتایج در این جا نشان داده می شوند.
نتیجه ای مرتبط با جستجوی شما یافت نشد.
بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی لقاء یوم الدین . تنبیه سوم : یکی از تنبیهاتی که متفرع بر بحث ماست اینست که آیا سفری که به عنوان شغل اخذ شده است این...
آیت الله حسینی آملی (حفظه الله)
بسم الله الرحمن الرحیم
و به نستعین انه خیر ناصر و معین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی لقاء یوم الدین .
تنبیه سوم :
یکی از تنبیهاتی که متفرع بر بحث ماست اینست که آیا سفری که به عنوان شغل اخذ شده است این سفر شغلی باید در طول سنه یا معظم سنه باید به عنوان سفر شغلی باشد یا اینکه اگر در یک فصل هم سفر شغلی برای او بود کفایت می کند که در کل اسفار نماز را تمام بخواند ، مثلاً شخصی که عنوان مکاری در کل سال بر او قرار می گیرد و یا نه ماه در کل سال جنبه مکاری بودن را دارد در این تردیدی نیست که نماز را تمام می خواند ، ولی اگر کسی فصلی مکاری باشد مثلاً در تابسان مشغول به این کار است ، در این هم بگوئیم کفایت می کند که در یکی از فصول اربعه اگر کسی سفر به عنوان شغل او قرار گرفت آیا این شخص به عنوان کثیر السفر است حسب اعتبار مشهور و یا به عنوان کسی که شغل او سفر است محاسبه می شود که در غیر این ایام هم سفرهایی که دارد البته بدون تخلل ده روز یا عبور به وطن که سفرش قطع بشود ، آیا حکم کثیر السفر را دارد و نماز را تمام می خواند یا خیر ؟
مسلماً سفر به عنوان حرفه شخص شدن قوامش به تکرر است لذا در سفر اول درست است که الآن اتخذه سفراً ولی زمانی گفته می شود که حرفه اوست که حداقل تکرار بشود و تکرار به همان دومین سفر است ، لذا تا تکرر حاصل نشود اتخاذ سفر به عنوان حرفه و شغل برای او حسب عرف نیست ، بله بالدقة العقلیه این گونه است بلکه بالدقة العقلیه عرض کردیم که کسی که تصمیم می گیرد و مرکبی را هم برای این جهت خرید کفایت می کند و لذا می گوید من از این به بعد مکاری هستم ولی از نظر عرف زمانی می گویند که حداقل تکرار حاصل بشود که یا به دوم است و یا به سوم ، اساسش اینست که سفری که اتخذه عملاً از نظر صدق عرفی قوامش به تکرر است ، نه اینکه از نظر معنای اتخاذ لذا یکی از اشکالاتی که بر کسانی که عناوین را دخیل می دانستند گفته بودیم در صدق این عنوان حتی سفر هم لازم نیست تا چه رسد به اینکه کثرت در حق او محقق شود ، ما در این تردید نداریم که عرفاً باید صدق کند ، صدق عرفی عنوان مکاری متوقف است بر تکرر ، پس تکرر را ما از اینجا می گوئیم ، در معنای لغوی حتی قبل از آنکه بخرد هم کفایت می کند ،بنای بر این دارد و در شرف این معنا هم هست خودش را جزء آن حرفه می داند ، واضح است که عناوین در روایات هم عناوینی نیست که در کل سال انجام بشود ، مثلاً تاجری که در اسواق تجارت می کن در کل سال نیست ، فصول معینی دارد ، خصوصاً نسبت به بعضی از اجناس مانند میوه ، گرچه بواسطه شرائط زمانی الآن تجارت میوه هم دائمی شده است ولی قطعاً در زمان صدور روایت اینها شغلهای فصلی بوده است ، پس میزان طول سنه یا معظم سنه نیست بلکه همین مقدار که از نظر عرف صدق عرفی داشته باشد ، یا کسانی که مالیت را جمع می کردند فصل برداشت می رفتند ، یا کسانی که حیوانات را به بیابان می برند ، در کل فصول که نیست ، ممکن است چهار یا پنج ماه در بیابان باشند و بیشتر در همان قریه خودشان هستند ، پس بناءً علی هذا میزان تمام السنة یا معظم سنه نیست بلکه میزان همان صدق تکرر است و نسبت به این اشیاء هم تفاوت دارد ، اگر صدق کرد این عنوان بر او کفایت می کند که اتمام بر آنها واجب باشد ، کسی که راعی است و یا جمع اموال می کند ، مادامی که در این جهت است در سفر دوم نمازش تمام است و بنا بر مشهور در سفر سوم ، اما وقتی در قریه خودش قرار گرفت حکم کثیر السفر بودن به تعبیر مشهور قطع می شود ، تا اینکه تحت همین عنوان کثرت در اسفار بعدی او بخواهد به عنوان سفر شغلی محقق شود ، فرض کنید چهار ماه در بیابان است ، در آنجا نماز را تمام می خواند در سفر دوم ولی بعد از آنکه به قریه آمد آن قطع شد اینجا حکم سائر افراد را دارد ، مادامی که در بلدش است نماز تمام و وقتی خارج شد به عنوان غیر این جهت نمازش شکسته می شود .
میزان اینست که این معنا از نظر عرف در حق او صدق کند کما اینکه تا تکرار نشود صدق عرفی نیست لازم هم نیست که در معظم سنه باشد ، در بخشی از سنه ولو کمتر از نصف هم باشد صدق می کند ، و الا اگر معظم سنه باشد این چوپانی که بیرون می رود باید نماز را شکسته بخواند زیرا چهار یا پنج ماه می رود ، لذا نمی توانیم این را بگوئیم .
پس بنابر این اعتباری نه به معظم السنه است و نه به کل سنه بلکه اعتبار به صدق همین عنوانی است که السفر شغله باشد و سفر شغلی به عنوان مصداق در روایات عناوینی آمده است که در کل سنة یا در معظم سنه نیست ، مثلاً جمع آوری مالیات در ایام خاصی است که در سابق در موقع دور بود که به سراغ زکوات و اینها می رفتند .
تنبیه چهارم :
یکی از تنبیهات دیگری اینست که آیا این سفری که به عنوان حرفه و شغل قرار گرفته است میزان تکرار عمل است ؟ یا اینکه میزان همراه بودن با عمل در معظم سنه است ولو همراهی به صورت امتدادی ؟
در بعضی از سفر ها این گونه است مثلاً در سابق کسانی که چهار پا داشتند از اینجا کرایه می دادند برای حج ، شش ماه در راه بودند تا به مکه مکرمه برسند ، در این تردید نیست که یک سفر واحد است چون مقصد واحدی دارد که مکه است و از اینجا شروع می کند ، آیا میزان تکرر عمل است که برود و برگردد و باز برود و برگردد ، یا اینکه مزاولت داشته باشد در طول سنه و واضح است که در اینجا تکرری نیست چون مقاصد متعدده هست و لیکن مقصد اصلی او از این حرکت رسیدن به مکه مکرمه است اما منازل متعددی در این مسیر برای او هست ، این سفر به عنوان یک مقصد است ، با وسائل امروز که پر واضح است که یک سفر است ، آن موقع طولانی بود زمان ، مثلاً کسی با چهار پا می خواهد به نیشابور برود نهایت دو روز در راه بود ، یکی از این جا می خواهد به تهران برود ، ممکن است بیست روز در راه باشد ، آن هم یک سفر است و این هم یک سفر ف مدت زمان کم باشد یا زیاد باشد دخیل نیست که اگر زیاد باشد بگوئیم این چند سفر است ، لذا به اعتبار مقصد یک سفر است ، حال اگر مدت زمانی باشد که مثل اسفر سابق برای رفتن به مکه معظم سنه را پر می کرد ، چه چیز میزان است ؟ تکرر است ؟ در اینجا تکرر حاصل نشده است ، یک سفر امتدادی طولی است ، اگر میزان مزاولت در سفر در معظم سنه باشد این محقق شده است در اینجا ، چه باید گفت ؟
اگر سفر تعدد پیدا نکند ، تعدد حقیقی سفر اینست که برود و برگردد به وطنش ، لا ریب و لا شک در اینکه در اینجا سفر متعدد شده است قطعاً ، در آنجایی که مقاصد متعدده داشته باشد در یک سفر امتدادی ، در آن بحث است که آیا تعدد حاصل شده است یا نه و لیکن محققین قبول دارند که به تعدد مقصد سفر متعدد می شود ، یک کار دارد در نیشابور ، یک کار دارد در سبزوار ، یک کار در شاهرود دارد و یک کار در تهران دارد ، این چهار تا سفر می شود ، و یا مثلاً راننده ای است که الآن مسافر پیدا کرده تا نیشابور ، از نیشابور پیدا کرده تا سبزوار و از آنجا به شاهرود و از آنجا به تهران ، که چهار تا سفر است به لحاظ تعدد مقصد ، اگر کسی بناء بر این داشته باشد که در طول سال ولو مدت زیاد بشود عنوان مکاری را برای حمل حجیج به عنوان حرفه داشته باشد ، می توانیم بگوئیم این چنین شخصی متکرر است واضح است که سفر تکرر پیدا نکرده است نه تکرار حقیقی و نه تکرر به اعتبار مقصد چون یک مقصد بیشتر ندارد ، طول زمان موجب می شود که بگوئیم نازل منزله تعدد مقصد باشد یا لازم منزله تکرر حقیقی باشد ، به چه دلیل ، اگر ما گفتیم طول زمان دخالت داشته باشد و نازل منزله تعدد مقصد باشد باید بگوئیم اگر کسی از مشهد مقصدش را تهران قرار داد ، در همین سفر اول چون به منزله کسی است که سفر تهران را به عنوان چهار مقصد طی کند باید نازل منزله او باشد در اینجا باید بگوئیم در سفر اول مثلاً بعد از عبور از نیشابور نماز را تمام بخواند ، هیچ کسی این گونه فتوی داده است ؟ احدی قائل نیستند مگر کسانی که در نفس سفر اول قائل باشند که گفتیم در بین قدماء فقط دو نفر قائل شده اند ، آن هم نه از این باب که طول زمان نازل منزله تعدد است بلکه آنها اصلاً تعدد را شرط نمی دانند و الا آنها هم قائل نیستند و لذا هیچ فقیهی در چنین موردی طول زمان سفر را نازل منزله تعدد مقاصد قرار نداده است ، بله سال آینده می تواند طبق مبنای مرحوم محقق اصفهانی (رض) سفر شغلی که تکرر هم محقق شده است و یا بنابر مشهور باید سال سوم این نماز را تمام بخواند و لذا در سال اول و دوم نماز را قصراً می خواند ، سال اول هم به نظر آن دو بزرگوار نماز را تمام می خواند ولی نه به عنوان طول زمان به منزله تعدد مقصد است بلکه چون تکرر را معتبر نمی دانند .
بنابراین در چنین مواردی که سفر طولانی است ولی به عنوان یک مقصد ما نمی توانیم بگوئیم تکرر حقیقی پیدا شده است و نه می توانیم ما نُزّل منزله تکرر حقیقی که تعدد مقصد باشد آن هم محقق نشده است فعلی هذا در اینجا حسب رأی مشهور و حاج شیخ و اتباع ایشان باید نماز را در سفر اول باید قصرا بخواند و در سال دوم که کرایه می دهد به نظر مرحوم حاج شیخ و اتباعشان نماز را تمام می خواند و بنابر مشهور و مرحوم آقای میلانی در سال سوم نماز را تمام می خواند و بعضی گفته اند سال چهارم ، بنابر این برای بعضی سال چهارم می شود سفر شغلی .
تنبیه پنجم :
تنبیه پنجم اینست که اگر تکرر لازم شد که لازم شد ؛ آیا تحقق تکرر سفر به رفت و برگشت است یا به تعدد مقاصد هم تکرر حاصل می شود این چیزی است که مورد اختلاف است ، در فرمایشات مرحوم آقای میلانی آمده است که ایشان می فرمایند لازم نیست که حتماً برود و برگردد بلکه اگر در طول یک سفر امتدادی به تعدد مقاصد هم اصل می شود البته تعدد حقیقی به اینست که برود و برگردد مخصوصاً کسانی که رفت و برگشت را یک سفر می دانند می گویند رفت و برگشت دوم هیچ در رفت و برگشت سوم ، لذا مبناءً در اینجا فرق می کند اگر رفت و برگشت دو سفر باشد سفر سوم می شود رفت در مرحله دوم ، اگر رفت و برگشت یک سفر باشد سفر سوم می شود رفت سوم، اما بنابر مبنای مختار گفتیم رفت یک سفر است و برگشت هم یک سفر ، اگر این گونه باشد در رفت سوم می شود سفر سوم و یا در جایی که یکی بدانیم و به مبنای مرحوم حاج شیخ در رفت دوم می شود سفر سوم ، دلیلی بر اینکه تکرر باید به برگشت به وطن یا به جایی که قصا اقامه عشرة ایام باشد را نداریم و لذا اگر کسی قصد کرد چند جا را می شود چند سفر و شاهد بر این هم هست که تعدد مقاصد موجب تعدد سفر می شود و شاهدش آن عناوینی که در خود روایات آمد، امیر که یدور فی امارته یا تاجری که یدور فی تجارته و یا جابی و امثال ذلک که در روایات آمده بود ، اینها یک وقت است که دو یا سه ماه به وطنشان نمی آمدند ولی مقاصد مختلف بود ، امروز به این روستا برود و فردا برود روستای دوم و بعد روستای سوم و هکذا سائر مقاصدش ، آنجا به عنوان کسانی که شغله السفر در روایت این ذوات العناوین را بیان فرموده است آیا آنها رفت و برگشت دارند ؟ خیر عمدةً سفرهایشان امتدادی بود فقط چیزی که در آنجا هست تعدد مقصد موجود است .
ما در سفر معصیت این بحث را تفکیک کردیم و لذا می گفتیم برگشت سفر معصیت نیست بلکه برگشت از معصیت است ، لذا حسب این عرض گفتیم اگر مسافت باشد باید نمازش را قصراً بخواند و تمام لازم نیست .
عمده دلیل بر اینکه به تعدد مقاصد و مقصد یتعدد السفر عمده همین عناوینی است که در روایات وارد شده است به عنوان مکاری گرچه این عناوین بما هو عنوانٌ دخیل نیست ولی این صاحب عنوان را در روایت امام به عنوان مصادیق کسانی که کثیر السفرند حسب کلام مشهور ذکر فرموده اند و اینها عمدةً سفرشان امتدادی است و چیزی که در اینها تعدد دارد همان تعدد مقصد است ، اگر در روایات اینها به عنوان کسانی که شغلشان در سفر است و تعدد سفرشان هم به لحاظ تعدد مقصد بیان شده است ما کشف می کنیم که لازم نیست در تحقق تکرر و تعدد رجوع الی الوطن أو ما فی حکم الوطن که اقامه عشرة ایام باشد این لازم نیست بلکه اگر تعدد مقصد بود کما اینکه در این روایات هست این هم کفایت می کند ، مشهور هم همین قول را اختیار فرموده اند و در فرمایش مرحوم آقای میلانی هم همین معنا آمده است .
اگر به سفر رفت و به عنوان مکاری هم آمده است اما در این سفر اقوامش را مجاناً آورده است اینجا چه حکمی دارد ، یا اینکه مکاری است و به همین عنوان هم سفر آمده است اما چهار پایان خودش را نیاورده و امتعه خودش را هم روی چهارپایان دیگران است اینجا چه باید بکند ، آیا لازمه مکاری بودن اینست که حتماً دوابش همراهش باشد ، کسی که شغلش سفر است حال کسی که شغلش سفر است ولی در این سفر تجارت نمی کند ولی به همین عنوان آمده است و می خواهد مجاناً جنس شخص را ببرد یا این کسی که جابی زکوات است قصدش این نیست که در این مرحله چیزی از مجتهد اخذ کند در این جهت و می خواهد لله و قربة الی الله انجام بدهد ؟ اینجا چه حکمی دارد ، این را در تنبیه بعدی عرض می کنیم . و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین