صلاة مسافر . خارج فقه . کتاب الصلاة .

جلسه 120 صلاة مسافر

بسم الله الرحمن الرحیم و به نستعین انه خیر ناصر و معین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی لقاء یوم الدین . بحث در این بود که کثرت سفر مانع از وجوب قصر است که مقتضای سفر با شرائط خودش خواهد بود چون مقتضی قصر...

Cover

جلسه 120 صلاة مسافر

آیت الله حسینی آملی (حفظه الله)

00:00 00:00

بسم الله الرحمن الرحیم

و به نستعین انه خیر ناصر و معین و صلی الله علی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی لقاء یوم الدین .

بحث در این بود که کثرت سفر مانع از وجوب قصر است که مقتضای سفر با شرائط خودش خواهد بود چون مقتضی قصر سفر بود ، نهایت موانعی برای این مقتضي وجود دارد که یکی از آنها این بود که سفر سفر معصیت بود که لا یترتب بر مقتضی که عبارت بود از قصر بر این چنین  سفری ف مانع دوم کثرت سفر است که کثیر السفر بودن هم مانع از وجوب قصری است که باید مسافر رعایت کند ، انما الکلام در این بود که کثیر السفر که مانع است از وجوب قصر در یک صورت استثناء شد و آن اینست که اگر کثیر السفر اقامه عشرة ایام را داشته باشد در منزل یا جایی که به منزله منزل است ، در این صورت چنین کثیر السفری  در صورت اقامه در باید نماز را قصراً بخواند تا اینکه کثیر السفری تحقق پیدا کند حالا در سفر  اول بعد از این اقامه قطعاً باید قصراً باشد و در سفر دوم مانع بر طرف می شود لذا باید نماز را تمام بخواند .

حال بحث در اینست که آیا در این اقامه عشرة ایام در وطن یا در غیر وطن قصد اقامه عشرة هم لازم است یا نیست ؟

در اینجا برخی قائل شده اند که هم قصد عشرة در وطن لازم است و هم در غیر وطن لازم است پس صرف وطن بما هو وطنٌ ، طبیعی اقامه عشرة ایام به أی وجهٍ اتفق فائده  ندارد و باید اقامه عشرة ایامی باشد که مع القصد باشد کما اینکه نسبت به اقامه عشرة ایام در غیر وطن هم گفته اند قصد لازم است .

قول دیگر اینست که قصد لازم نیست و میزان اینست که اقامه عشرة ایام باشد چون در روایت هم  این آمده است که « إلا أن یقیم عشرة ایام » اصلاً بحثی از قصد نیامده است ، مؤیدی هم ذکر کرده اند و گفته اند در مورد  وطن بحث قصد لازم نیست  ، در غیر وطن هم که در اینجا عطف بر منزل گرفته شده است آن هم قصد نمی خواند.

برخی تفصیل داده اند که در مورد وطن قصد نمی خواهد ، اگر  اقامه عشرة ایام شد مانع است از آنچه که  درباره کثیر السفر گفته شده است ، ولی در غیر وطن  باید قصد عشرة ایام داشته باشد ، پس  فرق گذاشته اند بین اقامه عشرة ایام در وطن و در غیر وطن ، در وطن قصد لازم نیست و در غیر وطن قصد لازم است ، این محل بحث ما بود .

حال قبل از آنکه  فرمایش مرحوم آقا بیان فرموده اند ذکر بشود ، عبارتی را از مرحوم شیخ انصاری ایشان  نقل می کنند که بر این فرمایش دو اشکال دارند ، یک اشکال عنوانی بر ایشان فرموده اند و یک اشکال غیر عنوانی که اشکال واقعی است  .

اشکال عنوانی :

 اینست که عبارت ایشان طوری است که موهم این معناست که خود کثیر السفر بودن مقتضی تمامیت است که اطلاق مقتصی بر کثیر السفر شده است و حال آنکه  حسب آنچه در اول بحث عرض کردیم صناعت این بحث اقتضاء دارد که اینگونه بگوئیم که حکم  تکلیفی نسبت به هر مکلفی اینست که صلاة تمام است ، خرج از او عنوان مسافر پس کأنه مسافر مقتضی قصر است .

این مسافری که  سفر یقتضي قصر صلاة را در مواردی که مانع بر می خورد لذا عرض کردیم چون این قصر از باب  کرامت و هدیه ای است از ناحیه حق ، هدیه الهی است و هدیه نسبت به عاصی واقع نمی شود ، پس عنوان کثیر السفر نسبت به مسافری که وطیفه او به حکم مسافر بودن  اقتضای قصر را دارد کثیر السفر مانع است از قصر ولی عبارت  شیخ انصاری  به گونه ای است که عنوان مقتضی می دهند به این ، عبارتشان اینست که « لا یمکن أن تقوم الاقامه الغیر المخرجه عن کونه مسافراً مانعةً عن تحقق الکثرة » اقامه ای که شخص را از مسافر بودن خارج نمی کند چنین  اقامه ای نمی شود مانع از کثرت سفر بشود ، واضح است که کثرت سفر که مقتضی برای تمامیت نبود ، ما این گونه ترتیب بحث ندادیم بلکه  متقضي تمامیت صرف  مکلف بودن بود ، مقتضي قصر مسافر بودن بود ، کثیر السفر مثل کسی که عاصی بسفره أو عاصٍ فی سفره لأجل الغایة یعنی  للمعصیة أو عاصٍ بسفره ولی عاصٍ فی سفره نه ، یعنی  سفرش لأجل المعصیة باشد یا نفس سفر معصیت باشد این مانع بود ، کثیر السفر بودن  هم مانع بود ولی ایشان عبارتشان طوری است که ایهام این معنا دارد که کثرت سفر  مقتضی تمامیت بود اقامه در بلد یا ما فی حکم البلد مانع از این مقتضي است و موجب عدم ترتب مقتضی که تمامیت است بر مقتضي می شود لذا مرحوم آقا در صدد این بر می آیند که کلام مرحوم شیخ را توجیه کنند که این تعبیر مقتضي که در اینجا بیان فرموده اند ناظر به آن مقتضی که ما در اینجا مورد بحث قرار دادیم نیست .

 حاصل توجیهی که فرموده اند اینست که ما حسب آنچه عرض کردیم سفر مقتضي قصر بود کثر سفر مانع شرعی از وجوب قصر بود وقتی مانع محقق بشود مقتضی که وجوب قصر است مترتب نمی شود بر مقتضي بر می گردد به طبع اولی مکلف که کل مکلفٍ یتم صلاته به آن بر می گردد از این باب است ، پس از بیان شارع که فرمودند کل من سافر قصّر که سفر به طبعه اقتضاء قصر در او هست و در مقام اثبات ما دائماً این چنین است که کشف می کنیم که ملاک و مقتضي همین عنوان قصر است و لذا در اصول می فرمایند ما این مطلب را اثبات کردیم که مقتضي بطبعه وجود دارد و بلا قید هم وجود دارد و از کل من سافر قصر استفاده می کنیم که طبیعی سفر اقتضای این را دارد که صلاة او قصر باشد  ، اگر دلیل آمد که کثیر السفر یتم ، کشف از این می شود که کثرت سفر قهراً مانعیت پیدا می کند پس موضوع من سافر قصر با آمدن کثیر السفر یتم ضمیمه که بشود موضوع او محدود می شود به این که من سافر و لیس بکثیر السفر یقصر ، پس مادامی که عنوان کثرت سفری باشد مانعیت شرعیه موجود است اگر موضوع از بین رفت قهراً این عنوان عرضی هم از بین می رود چون عنوان  کثرت سفر تابع عنوان  مسافر بودن است پس باید مسافر باشد تا کثرت سفر باشد  اگر مسافر بودن از بین رفت به آمدن به وطن دیگر مسافر نیست پس دیگر مسافری نیست تا بحث کنیم که این مسافر کثیر السفر است یا غیر  کثیر السفر است ، تعبیر مرحوم شیخ به اینکه مقتضي در اینجا نخواهد بود و یا ما مقتضي نداریم از این جهت است که با آمدن به وطن مسافر بودن از بین می رود ، عنوان  سفر و مسافر مقتضي بود برای وجوب القصر ، از این جهت تعبیر کرده اند  چون مآل از بین رفتن کثیر السفر در اینجا به از بین رفتن  اصل عنوان مسافر بودن است و این عنوان مسافر بودن به ورود در وطن یا ما فی حکم الوطن از بین می رود وقتی از بین رفت مسافری نیست تا بحث کنیم که این مسافر کثیر السفر است یا غیر کثیر السفر است چون عنوان کثیر السفر یا غیر  کثیر السفر دو عنوان عارضی است بر عنوان مسافر ، فما لم یکن مسافراً  لا یتحقق عنوان کثیر السفر و عدم کثرة سفر ، این تنها توجیهی است که برای فرمایش شیخ انصاری در  اینجا به عنوان مقتضي را ذکر کرده اند ، یعنی می خواهیم بگوئیم به از بین رفتن کثیر  السفر به از بین رفت عنوان مسافر است و این عنوان مسافر عنوانی بود که مقتضي وجوب قصر بود به این عنوان بگوئیم که کثرت سفر موجب می شود که مقتضي برای وجوب قصر نداشته باشیم و الا سفر بنفسه اقتضاء  چیزی را نداشت بلکه مانعیت داشت از مقتضایی که عبارت بود از وجوب القصر که بر عنوان مسافر مترتب می شد .

مرحوم شیخ انصاری () مطلبی که محل بحث است اینست که ایشان از کسانی است که می فرماید در مورد وطن و در مورد ما فی حکم الوطن این شخص سفر او اگر از بین رفت عنوان مسافر از بین رفت دیگر در اینجا حکم به تمام ندارد باید قصر باشد ، این کلام ایشان قابل قبول نیست ، یک بیان  نقضی مرحوم آقا بیان می فرمایند و آن اینست که ما سؤال می کنیم که اگر کسی کثیر السفر باشد بیاید در وطن و کمتر از ده روز بماند ولو اینکه پنج روز بماند  به او مسافر نمی گویند ، علی القاعده ای که شما ذکر  کردید که کثرت سفری به از بین رفتن عنوان مسافر است از بین رفتن عنوان  مسافر که به این نیست که ده روز بماند در وطن ، کمتر از ده روز هم بماند عنوان مسافر بودن از بین می رود ، یک روز هم بماند می گویند مسافر نیست ، راننده ای که می آید به مشهد که وطنش است امشب می آید و فردا صبح می خواهد ادامه بدهد کارش را ، آیا وقتی به اینجا آمد می گویند این شخص مسافر است و یا می گویند در وطن خودش است ، می گویند در وطن خودش آمده است  ، طبق این قاعده باید بگوئیم چون این شخص وارد وطن شده است پس باید این شخص مسافر نباشد و چون  مسافر نیست کثیر السفر نیست و چون کثیر السفر نیست پس بنابر این  نماز تمام بر او واجب نیست و حال آنکه در متن روایت آمده است که اگر کمتر از ده روز بود ولو اینکه مسافر نیست  معذلک یجب علیه التمام ، و آن عنوان کثرت  سفری او از بین نمی رود و حکمش هست یعنی در همان  سفری که بعد از اینجا می رود هم باید نمازش را تمام بخواند ، پس این اشکال نقضی است که بر  مرحوم شیخ انصاری است که اگر میزان در اینکه بگوئیم  حکم به وجوب تمام باشد این معلق باشد و مادام باشد بر اینکه عنوان کثرت سفری او از بین نرود و این عنوان در اقامه در وطن از بین می رود ، اقامه عشرة ایام از بین می رود ولی عنوان کثرت سفر ، شما به حسب توجیهی که فرمودید  فرمایش ایشان را به از بین رفتن عنوان مسافر است و از بین رفتن عنوان مسافر در مورد نزول به وطن به این نیست که  ده روز بماند ، یک روز هم بماند عنوان مسافر از بین  می رود وقتی مسافر نبود ، در سفر اولی که  بعد از وطن انجام می دهد عنوان مسافر را پیدا می کند و کثیر السفر هم نیست ، پس باید در اینجا باید نماز را قصراً بخواند و حال آنکه نص روایت است که در سفری که بعد از اقامه کمتر از ده روز در وطن نمازش باز تمام است  این بیان نقضی است که  بر فرمایش شیخ شده است و یک اشکال حلی است که انشاء الله فردا . و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین